السيد موسى الشبيري الزنجاني
5701
كتاب النكاح ( فارسى )
اتفاق مسلمين است ، از آن روشن نمىگردد . بنابراين ، علت قرار دادن عدم جواز ازدواج مسلمهء مؤمنه با كافر براى اعتبار كفاءت در دين در ناصريات نيز مؤيد اين مطلب است كه مراد از دين و ايمان ، اسلام است و مؤمنه در عبارت سيد مرتضى عطف تفسيرى مسلمه است . و منظور از آن بيان مسأله مورد اتفاق مسلمين يعنى عدم جواز ازدواج مسلمه با كافر مىباشد . 4 - نقد استاد مد ظله استدلالات صاحب جواهر تمام به نظر نمىرسد . زيرا ايمان همچنان كه پيشتر به تفصيل گفتهايم در نزد متأخرين ، داراى يك معنا بيشتر نبوده است . و آن غير از دو معناى مذكور است ؛ زيرا لازمهء ارادهء معناى اخص ( دوازده امامى ) براى مؤمن ، عدم ايمان مسلمانان صدر اسلام است كه هنوز امر ولايت بر آنها عرضه نشده بود و همينطور سلب ايمان از زرارة و امثال اوست كه ائمهء پس از امام زمان خود را نمىشناختند . ايمان به معناى اسلام نيز همچنانكه به زودى به آن اشاره مىكنيم ، با مفاد نصوص سازگار نبوده ، و حمل كلام اين بزرگان خصوصا سيد مرتضى بر آن نيز خالى از تكلف نمىباشد . پس نه اسلام ، مراد قدماء از ايمان بوده ، و نه اعتقاد به دوازده امام نزد متأخرين از معانى ايمان شمرده شده است ، بلكه ايمان در لغت به معناى مطلق اعتقاد ، و در اصطلاح - كه مراد سابق و لاحق و مصطلح مسلمين در همه اعصار بوده - عبارت است از اعتقاد لازم و پايبندي به امورى كه موجب نجات انسان در آخرت مىگردد . بنابراين ، اگر اهل تسنن ايمان را در اعتقاد به دو اصل توحيد و نبوت خلاصه كردهاند ، و شيعيان اعتقاد به امامت را از اركان ايمان دانستهاند ، و مثلًا شيخىها اعتقاد به شيوخ خود را نيز به عنوان ركن چهارم به آن افزودهاند ، اين اختلاف نه به جهت اختلاف در مفهوم ايمان ، بلكه به خاطر اختلاف در مصاديق اعتقاد لازم است كه از اعتقادات مختلف فرق مسلمين سرچشمه مىگيرد .